عبید زاکانی (مقطعات)/بفیروزی در این قصر همایون
ظاهر
| بفیروزی در این قصر همایون | که بادا تا به نفخ صور معمور | |||||
| به شادی بزم سلطان قصب پوش | که دل را ذوق بخشد دیده را نور | |||||
| جمال ملک و دین شاه جوانبخت | که باد از تخت و تاجش چشم بد دور | |||||
| صریر کلک او را دهر محکوم | نفاذ امر او را چرخ مامور | |||||
| مدامش بخت بر اعدا مظفر | همیشه رایت عالیش منصور | |||||