عبید زاکانی (غزلیات)/مبارکست نظر بر تو بامداد پگاه
ظاهر
| مبارکست نظر بر تو بامداد پگاه | چه نیکبخت کسی کش به روی تست نگاه | |||||
| زهی طراوت رخ چشم بد ز روی تو دور | زهی حلاوت لب لااله الالله | |||||
| خطاب سرو به قد تو : خادم و عبید | حدیث گل بر روی تو : عبده و فداه | |||||
| به زلف پرشکنت رشتهی امید دراز | ز سرو ناز قدت دست آرزو کوتاه | |||||
| کرشمه میکنی و عقل میشود حیران | به راه میروی و خلق میروند از راه | |||||
| خوشا که زلف تو گیرم به خواب خوش هرشب | خوشا که روی تو بینم به کام دل هر ماه | |||||
| به پیش قاضی عشاق در قضیهی عشق | عبید را رخ زرد است و اشگ سرخ گواه | |||||