عبید زاکانی (غزلیات)/ساقیا باز خرابیم بده جامی چند
ظاهر
| ساقیا باز خرابیم بده جامی چند | پختهای چند فرو ریز به ما جامی چند | |||||
| صوفی و گوشهی محراب و نکونامی و زرق | ما و میخانه و دردی کش و بدنامی چند | |||||
| باده پیش آر که بر طرف چمن خوش باشد | مطربی چند و گلی چند و گل اندامی چند | |||||
| چشم و لب پیش من آور چو رسد باده به من | تا بود نقل مرا شکر و بادامی چند | |||||
| باده در خانه اگر نیست برای دل ما | رنجه شو تا در میخانه بنه گامی چند | |||||
| در بهای می گلگون اگرت زر نبود | خرقهی ما به گرو کن بستان جامی چند | |||||
| ذکر سجاده و تسبیح رها کن چو عبید | نشوی صید بدین دانه بنه دامی چند | |||||