عبید زاکانی (غزلیات)/خوش بود گر تو یار ما باشی
ظاهر
| خوش بود گر تو یار ما باشی | مونس روزگار ما باشی | |||||
| روزکی همنشین ما گردی | شبکی در کنار ما باشی | |||||
| ما همه بندگان حلقه بگوش | تو خداوندگار ما باشی | |||||
| همچو سگ میدویم در پی تو | بو که ناگه شکار ما باشی | |||||
| غم نگردد به گرد خاطر ما | گر دمی غمگسار ما باشی | |||||
| تا دل بیقرار ما باشد | در دل بیقرار ما باشی | |||||
| تا منم بندهٔ توأم چو عبید | تا توئی شهریار ما باشی | |||||