سنایی غزنوی (غزلیات)/چند رنجانی نگارا این دل مشتاق را

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' سنایی غزنوی (غزلیات)  از سنایی غزنوی
(چند رنجانی نگارا این دل مشتاق را)
'


 چند رنجانی نگارا این دل مشتاق رایا سلامت خود مسلم نیست مر عشاق را 
 هر کرا با عشق خوبان اتفاق آمد پدیدمشتری گردد همیشه محنت مخراق را 
 زآنکه چون سلطان عشق اندر دل ماوا گرفتمحو گرداند ز مردم عادت و اخلاق را 
 هر که بی اوصاف شد از عشق آن بت برخوردکان صنم طاقست اندر حسن و خواهد طاق را 
 ذره‌ای از حسن او در مصر اگر پیدا شدیدل ربودی یوسف یعقوب بن اسحاق را 
 گر سر مژگان زند بر هم به عمدا آن نگارپیکران بی جان کند مر دیلم و قفچاق را 
 هر که روی او بدید از جان و دل درویش شدزر سگالی کس ندید آن شهره‌ی آفاق را