سنایی غزنوی (غزلیات)/سکوت معنویان را بیا و کار بساز
ظاهر
| سکوت معنویان را بیا و کار بساز | لباس مدعیان را بسوز و دور انداز | |||||
| سکوت معنویان چیست عجز و خاموشی | لباس مدعیان چیست گفتگوی دراز | |||||
| مرا که فتنه و پروانهی بلا کردند | هزار مشعلهی شمع با دلم انباز | |||||
| به گرد خویش همی پرم و همی گویم | گهی بسوزد آخر فذلک پرواز | |||||
| قمار خانهی دل را همیشه در بازست | نکرد هیچ کس این در به روی خلق فراز | |||||
| به برده شاد مباش وز مانده طیره مشو | برو بباز بیار و همی به یار بباز | |||||