سنایی غزنوی (غزلیات)/در ده پسرا می مروق را

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' سنایی غزنوی (غزلیات)  از سنایی غزنوی
(در ده پسرا می مروق را)
'


 در ده پسرا می مروق رایاران موافق موفق را 
 زان می که چو آه عاشقان از تفانگشت کند بر آب زورق را 
 زان می که کند ز شعله پر آتشاین گنبد خانه‌ی معلق را 
 هین خیز و ز عکس باده گلگون کناین اسب سوار خوار ابلق را 
 در زیر لگد بکوب چون مرداناین طارم زرق پوش ازرق را 
 گه ساقی باش و گه حریفی کنترتیب فروگذار و رونق را 
 یک دم خوش باش تا چه خواهی کرداین زهد مزور مزیق را 
 یک ره به دو باده دست کوته کناین عقل دراز قد احمق را 
 بنمای به زیرکان دیوانهاز مصحف باطل آیت حق را 
 بر لاله مزن ز چشم سنبل رابر پسته منه ز ناز فندق را 
 بیرون شو ازین دو رنگ و این ساعتهمرنگ حریر کن ستبرق را 
 مشکن به طمع مرا تو ای ممسکچونان که جریر مر فرزدق را 
 گر طمع میان تهی سه حرف آمدچار است میان تهی مطوق را 
 در تخته‌ی اول ار بنوشتیبی شکل حروف علم مطلق را 
 کم زان باری که در دوم تختهچون نسخ کنی خط محقق را 
 در موضع خوشدلان و مشتاقانموضوع فروگذار و مشتق را 
 شعر تر مطلق سنایی خوانآتش در زن حدیث مغلق را