سنایی غزنوی (غزلیات)/جمالت کرد جانا هست ما را
ظاهر
| جمالت کرد جانا هست ما را | جلالت کرد ماها پست ما را | |||||
| دل آرا ما نگارا چون تو هستی | همه چیزی که باید هست ما را | |||||
| شراب عشق روی خرمت کرد | بسان نرگس تو مست ما را | |||||
| اگر روزی کف پایت ببوسم | بود بر هر دو عالم دست ما را | |||||
| تمنای لبت شوریده دارد | چو مشکین زلف تو پیوست ما را | |||||
| چو صیاد خرد لعل تو باشد | سر زلف تو شاید شست ما را | |||||
| زمانه بند شستت کی گشاید | چو زلفین تو محکم بست ما را | |||||