سنایی غزنوی (غزلیات)/تخم بد کردن نباید کاشتن
ظاهر
| تخم بد کردن نباید کاشتن | پشت بر عاشق نباید داشتن | |||||
| ای صنم ار تو بخواهی بنده را | زین سپس دانی نکوتر داشتن | |||||
| چند ازین آیات نخوت خواندن | چند ازین رایات عجب افراشتن | |||||
| نقش چین باید ز سینه محو کرد | صورت مهر و وفا بنگاشتن | |||||
| چند ازین شاخ وفاها سوختن | چند ازین تخم جفاها کاشتن | |||||
| خوب نبود بر چو من بیچارهای | لشکر جور و جفا بگماشتن | |||||
| زشت باشد با چو من درماندهای | شرط و رسم مردمی نگذاشتن | |||||
| در صف رندان و قلاشان خویش | کمترین کس بایدم پنداشتن | |||||