سنایی غزنوی (غزلیات)/تا جهان باشد نخواهم در جهان هجران عشق
ظاهر
| تا جهان باشد نخواهم در جهان هجران عشق | عاشقم بر عشق و هرگز نشکنم پیمان عشق | |||||
| تا حدیث عاشقی و عشق باشد در جهان | نام من بادا نوشته بر سر دیوان عشق | |||||
| خط قلاشی چو عشق نیکوان بر من کشند | شرط باشد برنهم سر بر خط فرمان عشق | |||||
| در میان عشق حالی دارم اردانی چنانک | جان برافشانم همی از خرمی بر جان عشق | |||||
| در خم چوگان زلف دلبران انداخت دل | هر که با خوبان سواری کرد در میدان عشق | |||||
| من درین میدان سواری کردهام تا لاجرم | کردهام دل همچو گوی اندر خم چوگان عشق | |||||
| در جهان برهان خوبی شد بت دلدار من | تا شد او برهان خوبی من شدم برهان عشق | |||||