سنایی غزنوی (غزلیات)/ای همه خوبی در آغوش شما

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' سنایی غزنوی (غزلیات)  از سنایی غزنوی
(ای همه خوبی در آغوش شما)
'


 ای همه خوبی در آغوش شماقبله‌ی جانها بر و دوش شما 
 ای تماشاگه عقل نور پاشدر میان لعل خاموش شما 
 وی امانت جای چرخ سبز پوشبر کران چشمه‌ی نوش شما 
 آهوان در بزم شیران در شکاربنده‌ی آن خواب خرگوش شما 
 آب مشک و باد عنبر برد پاکبوی شمشاد قصب پوش شما 
 کار ما کردست در هم چون زرهجوشن مشکین پر جوش شما 
 چند خواهد گفت ما را نوش نوشآن لب نوشین می نوش شما 
 چندمان چون چشم خود خواهید مستای به بی هوشی همه هوش شما 
 صد چو او در عاشقیها باشدیهمچو او حیران و مدهوش شما 
 حلقه چون دارند بر چشمش جهانای سنایی حلقه در گوش شما 
 چون سنایی عاشقی تا کی بودبا چنین یاری فراموش شما