سنایی غزنوی (غزلیات)/ای لعبت صافی صفات ای خوشتر از آب حیات

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' سنایی غزنوی (غزلیات)  از سنایی غزنوی
(ای لعبت صافی صفات ای خوشتر از آب حیات)
'


 ای لعبت صافی صفات ای خوشتر از آب حیاتهستی درین آخر زمان این منکران را معجزات 
 هم دیده داری هم قدم هم نور داری هم ظلمدر هزل وجد ای محتشم هم کعبه گردی هم منات 
 حسن ترا بینم فزون خلق ترا بینم زبونچون آمد از جنت برون چون تو نگاری بی برات 
 در نارم از گلزار تو بیزارم از آزار تویک دیدن از دیدار تو خوشتر ز کل کاینات 
 هر گه که بگشایی دهن گردد جهان پر نسترنبر تو ثنا گوید چو من ریگ و مطر سنگ و نبات 
 عالی چو کعبه کوی تو نه خاکپای روی توبر دو لب خوشبوی تو جان را به دل دارد حیات 
 برهان آن نوشین لبت چون روز گرداند شبتوان خالها بر غبغبت تابان چو از گردون بنات 
 بر ما لبت دعوت کنی بر ما سخن حجت کنیوقتی که جان غارت کنی چون صوفیان در ده صلات 
 باز ار بکشتی عاجزی بنمای از لب معجزیچون از عزی نبود عزی لا را بزن بر روی لات 
 غمهات بر ما جمله شد بغداد همچون حله شدیک دیده اینجا دجله شد یک دیده آنجا شد فرات 
 جان سنایی مر ترا از وی حذر کردن چرااز تو گذر نبود ورا هم در حیات و هم ممات 
 ای چون ملک گه سامری وی چون فلک گه ساحریتا بر تو خوانم یک سری «الباقیات الصالحات»