سنایی غزنوی (غزلیات)/ای ز ما سیر آمده بدرود باش
ظاهر
| ای ز ما سیر آمده بدرود باش | ما نه خشنودیم تو خشنود باش | |||||
| کشته ما را گر فراقت ای صنم | تو به خون کشتگان ماخوذ باش | |||||
| غرقه در دریای هجران توام | دلبرا دریاب ما را زود باش | |||||
| هجر تو بر ما زیانیها نمود | تو به وصلت دیگران را سود باش | |||||
| در فراقت کار ما از دست شد | گر نگیری دست ما بدرود باش | |||||
| ای سنایی در شبستان غمش | گر چه همچون نار بودی دود باش | |||||