سنایی غزنوی (غزلیات)/ای به بر کرده بی وفایی را

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' سنایی غزنوی (غزلیات)  از سنایی غزنوی
(ای به بر کرده بی وفایی را)
'


 ای به بر کرده بی وفایی رامنقطع کرده آشنایی را 
 بر ما امشبی قناعت کنبنما خلق انبیایی را 
 ای رخت بستده ز ماه و ز مهرخوبی و لطف و روشنایی را 
 زود در گردنم فگن دلقیبرکش این رومی و بهایی را 
 چنگی و بربطی به گاه نشاطجمله یاری دهند نایی را 
 با چنان روی و با چنان زلفینمنهزم کرده‌ای ختایی را 
 آتشی نزد ماست خیز و بیارآبی و خاکی و هوایی را 
 بار ندهند نزد ما به صبوحهیچ بیگانه‌ی مرایی را 
 چون بود یار زشت پر معنیچکنم جور هر کجایی را 
 چو شدی مست جای خواب بسازوز میان بانگ زن سنایی را