سنایی غزنوی (غزلیات)/این که فرمودت که رو با عاشقان بیداد کن
ظاهر
| این که فرمودت که رو با عاشقان بیداد کن | دوستانرا رنجه دار و دشمنان را شاد کن | |||||
| حسن را بنیاد افگندی چنان محکم که هست | جز «و یبقی وجه ربک» نقش را بنیاد کن | |||||
| ملک حسنت چون نخواهد ماند با تو جاودان | چند ازین بیداد خواهد بود لختی داد کن | |||||
| ای عمل تقدیر کرده بر تو دوران فلک | ساعتی از عزل معزولان عالم یاد کن | |||||
| پیش ما گشت زمانه خرمن غم توده کرد | خرمن غمهای ما را بر بر آتش باد کن | |||||
| از برای این جهان و آن جهان ای دلربای | دست آن داری به خرما را ز هجر آزاد کن | |||||