دیوان شمس/کون خر را نظام دین گفتم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(کون خر را نظام دین گفتم)
'


 کون خر را نظام دین گفتمپشک را عنبر ثمین گفتم 
 اندر این آخرجهان ز گزافبس چمن نام هر چمین گفتم 
 طوق بر گردن کپی بستمنام اعلا بر اسفلین گفتم 
 عجز خواهید روح را که ز عجزصفت روح بهر طین گفتم 
 حلیه آدم و خلیفه حقبهر ابلیس و هر لعین گفتم 
 زاغ را بلبل چمن خواندمخار را سرو و یاسمین گفتم 
 دیو را جبرئیل کردم نامژاژ را حجت مبین گفتم 
 ای دریغا که کان نفرین رااز طمع چند آفرین گفتم 
 از خری بود آن نبد ز خردکه خر ماده را تکین گفتم 
 توبه کردم از این خطا گفتنهمه عمرم بس ار همین گفتم