دیوان شمس/چو مست روی توام ای حکیم فرزانه

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(چو مست روی توام ای حکیم فرزانه)
'


 چو مست روی توام ای حکیم فرزانهبه من نگر تو بدان چشم‌های مستانه 
 ز چشم مست تو پیچد دلم که دیوانه استکه جنس همدگر افتاد مست و دیوانه 
 دل خراب مرا بین خوشی به من بنگرکه آفتاب نظر خوش کند به ویرانه 
 بکن نظر که بدان یک نظر که درنگریدرخت‌های عجب سر کند ز یک دانه 
 دو چشم تو عجمی ترک و مست و خون ریزندکه می‌زند عجمی تیرهای ترکانه 
 مرا و خانه دل را چنان به یغما بردکه می‌دود حسنک پابرهنه در خانه 
 به باغ روی تو آییم و خانه برشکنیمهزار خانه چو صحرا کنیم مردانه 
 صلاح دین تو چو ماهی و فارغی زین شرحکه فارغ است سر زلف حور از شانه