دیوان شمس/چون ببینی آفتاب از روی دلبر یاد کن

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(چون ببینی آفتاب از روی دلبر یاد کن)
'


 چون ببینی آفتاب از روی دلبر یاد کنچون ببینی ابر را از اشک چاکر یاد کن 
 چون ببینی ماه نو را همچو من بگداختهاز برای جان خود زین جان لاغر یاد کن 
 درنگر در آسمان وین چرخ سرگردان ببینحال سرگردان این بی‌پا و بی‌سر یاد کن 
 چون جهان تاریک بینی از سپاه زنگ شباز اسیران شب هجران کافر یاد کن 
 چون ببینی نسر طایر بر فلک بر آتشینز آتش مرغ دل سوزیده شهپر یاد کن 
 چون ببینی بر فلک مریخ خون آشام راچشم مریخی خون آشام پرشر یاد کن 
 لب ببند و خشک آر و هر چه بینی خشک و تردر لب و چشمم نگر زان خشک و زین‌تر یاد کن