دیوان شمس/هین دف بزن هین کف بزن کاقبال خواهی یافتن

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(هین دف بزن هین کف بزن کاقبال خواهی یافتن)
'


 هین دف بزن هین کف بزن کاقبال خواهی یافتنمردانه باش و غم مخور ای غمگسار مرد و زن 
 قوت بده قوت ستان ای خواجه بازارگانصرفه مکن صرفه مکن در سود مطلق گام زن 
 گر آب رو کمتر شود صد آب رو محکم شودجان زنده گردد وارهد از ننگ گور و گورکن 
 امروز سرمست آمدی ناموس را برهم زدیهین شعله زن ای شمع جان ای فارغ از ننگ لگن 
 درسوختم این دلق را رد و قبول خلق راگو سرد شو این بوالعلا گو خشم گیر آن بوالحسن 
 گر تو مقامرزاده‌ای در صرفه چون افتاده‌ایصرفه گری رسوا بود خاصه که با خوب ختن 
 صد جان فدای یار من او تاج من دستار منجنت ز من غیرت برد گر درروم در گولخن 
 آن گولخن گلشن شود خاکسترش سوسن شودچون خلق یار من شود کان می نگنجد در دهن 
 فرمان یار خود کنم خاموش باشم تن زنممن چون رسن بازی کنم اندر هوای آن رسن