دیوان شمس/همیشه من چنین مجنون نبودم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(همیشه من چنین مجنون نبودم)
'


همیشه من چنین مجنون نبودمز عقل و عافیت بیرون نبودم
چو تو عاقل بدم من نیز روزیچنین دیوانه و مفتون نبودم
مثال دلبران صیاد بودممثال دل میان خون نبودم
در این بودم که این چون است و آن چونچنین حیران آن بی‌چون نبودم
تو باری عاقلی بنشین بیندیشکز اول بوده‌ام اکنون نبودم
همی‌جستم فزونی بر همه کسچو صید عشق روزافزون نبودم
چو دود از حرص بالا می دویدمبه معنی جز سوی هامون نبودم
چو گنج از خاک بیرون اوفتادمکه گنجی بودم و قارون نبودم