دیوان شمس/هست عاقل هر زمانی در غم پیدا شدن

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(هست عاقل هر زمانی در غم پیدا شدن)
'


 هست عاقل هر زمانی در غم پیدا شدنهست عاشق هر زمانی بیخود و شیدا شدن 
 عاقلان از غرقه گشتن بر گریز و بر حذرعاشقان را کار و پیشه غرقه دریا شدن 
 عاقلان را راحت از راحت رسانیدن بودعاشقان را ننگ باشد بند راحت‌ها شدن 
 عاشق اندر حلقه باشد از همه تن‌ها چنانکزیت را و آب را در یک محل تنها شدن 
 و آنک باشد در نصیحت دادن عشاق عشقنیست او را حاصلی جز سخره سودا شدن 
 عشق بوی مشک دارد زان سبب رسوا بودمشک را کی چاره باشد از چنین رسوا شدن 
 عشق باشد چون درخت و عاشقان سایه درختسایه گر چه دور افتد بایدش آن جا شدن 
 بر مقام عقل باید پیر گشتن طفل رادر مقام عشق بینی پیر را برنا شدن 
 شمس تبریزی به عشقت هر کی او پستی گزیدهمچو عشق تو بود در رفعت و بالا شدن