دیوان شمس/هر چند که بلبلان گزینند
ظاهر
| هر چند که بلبلان گزینند | مرغان دگر خمش نشینند | |||||
| خود گیر که خرمنی ندارند | نه از خرمن فقر دانه چینند | |||||
| از حلقه برون نهایم ما نیز | هر چند که آن شهان نگینند | |||||
| گر ولوله مرا نخواهند | از بهر چه کارم آفرینند | |||||
| شیرین و ترش مراد شاهست | دو دیگ نهاده بهر اینند | |||||
| بایست بود ترش به مطبخ | چون مخموران بدان رهینند | |||||
| هر حالت ما غذای قومیست | زین اغذیه غیبیان سمینند | |||||
| مرغان ضمیر از آسمانند | روزی دو سه بسته زمینند | |||||
| زانشان ز فلک گسیل کردند | هر چند ستارگان دینند | |||||
| تا قدر وصال حق بدانند | تا درد فراق حق بینند | |||||
| بر خاک قراضه گر بریزند | آن را نهلند و برگزینند | |||||
| شمس تبریز کم سخن بود | شاهان همه صابر و امینند | |||||