دیوان شمس/هر چند که بلبلان گزینند

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(هر چند که بلبلان گزینند)
'


 هر چند که بلبلان گزینندمرغان دگر خمش نشینند 
 خود گیر که خرمنی ندارندنه از خرمن فقر دانه چینند 
 از حلقه برون نه‌ایم ما نیزهر چند که آن شهان نگینند 
 گر ولوله مرا نخواهنداز بهر چه کارم آفرینند 
 شیرین و ترش مراد شاهستدو دیگ نهاده بهر اینند 
 بایست بود ترش به مطبخچون مخموران بدان رهینند 
 هر حالت ما غذای قومیستزین اغذیه غیبیان سمینند 
 مرغان ضمیر از آسمانندروزی دو سه بسته زمینند 
 زانشان ز فلک گسیل کردندهر چند ستارگان دینند 
 تا قدر وصال حق بدانندتا درد فراق حق بینند 
 بر خاک قراضه گر بریزندآن را نهلند و برگزینند 
 شمس تبریز کم سخن بودشاهان همه صابر و امینند