دیوان شمس/من چو در گور درون خفته همی‌فرسایم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(من چو در گور درون خفته همی‌فرسایم)
'


 من چو در گور درون خفته همی‌فرسایمچو بیایی به زیارت سره بیرون آیم 
 نفخ صور منی و محشر من پس چه کنممرده و زنده بدان جا که تویی آن جایم 
 مثل نای جمادیم و خمش بی‌لب توچه نواها زنم آن دم که دمی در نایم 
 نی مسکین تو با شکرلب خو کرده‌ستیاد کن از من مسکین که تو را می پایم 
 چون نیابم مه رویت سر خود می بندمچون نیابم لب نوشت کف خود می خایم