دیوان شمس/من ز گوش او بدزدم حلقه دیگر نهان

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(من ز گوش او بدزدم حلقه دیگر نهان)
'


 من ز گوش او بدزدم حلقه دیگر نهانتا نداند چشم دشمن ور بداند گو بدان 
 بر رخم خطی نبشت و من نهان می داشتمزین سپس پنهان ندارم هر کی خواند گو بخوان 
 طوق زر عشق او هم لایق این گردن استبشکند از طوق عشقش گردن گردن کشان 
 کوس محمودی همه بر اشتر محمود بادبار دل هم دل کشد محرم کجا باشد زبان 
 آینه آهن دلی باید که تا زخمش کشدزخم آیینه نباشد درخور آیینه دان 
 لیک روی دوست بینی بی‌خبر باشی ز زخمچون زنان مصر بیخود در جمال یوسفان 
 صد هزاران حسن یوسف در جمال روی کیستشمس تبریزی ما آن خوش نشین خوش نشان