دیوان شمس/قرار زندگانی آن نگارست

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(قرار زندگانی آن نگارست)
'


قرار زندگانی آن نگارستکز او آن بی‌قراری برقرارست
مرا سودای تو دامن گرفته‌ستکه این سودا نه آن سودای پارست
منم سوزان در آتش‌های نو نومرا با یارکان اکنون چه کارست
همی‌نالد درون از بی‌قراریبدان ماند که آن جان نگارست
چو از یاری تو را جان خسته گرددنمی‌داند که اندر جانش خارست
تو در جویی و خارت می‌خراشدنمی‌دانی که خاری در سرا رست
گریزان شو از آن خار و به گل روکه شمس الدین تبریزی بهارست