دیوان شمس/شب دوشینه ما بیدار بودیم
ظاهر
| شب دوشینه ما بیدار بودیم | همه خفتند و ما بر کار بودیم | |||||
| حریف غمزه غماز گشتیم | ندیم طره طرار بودیم | |||||
| به گرد نقطه خوبی و مستی | به سر گردنده چون پرگار بودیم | |||||
| تو چون دی زادهای با تو چه گویم | که با یار قدیمی یار بودیم | |||||
| مثال کاسههای لب شکسته | به دکان شه جبار بودیم | |||||
| چرا چون جام شه زرین نباشیم | چو اندر مخزن اسرار بودیم | |||||
| چرا خود کف ما دریا نباشد | چو اندر قعر دریابار بودیم | |||||
| خمش باش و دو عالم را به گفت آر | کز اول گفت بیگفتار بودیم | |||||