دیوان شمس/رخ نفسی بر رخ این مست نه
ظاهر
| رخ نفسی بر رخ این مست نه | جنگ و جفا را نفسی پست نه | |||||
| سیم اگر نیست به دست آورم | باده چون زر تو بر این دست نه | |||||
| ای تو گشاده در هفت آسمان | دست کرم بر دل پابست نه | |||||
| پیشکشم نیست بجز نیستی | نیستیم را تو لقب هست نه | |||||
| هم شکننده تو هم اشکسته بند | مرهم جان بر سر اشکست نه | |||||
| مهر بر آن شکر و پسته منه | مهر بر این چاکر پیوست نه | |||||
| گفته امت ای دل پنجاه بار | صید مکن پای در این شست نه | |||||