دیوان شمس/رخ نفسی بر رخ این مست نه

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(رخ نفسی بر رخ این مست نه)
'


 رخ نفسی بر رخ این مست نهجنگ و جفا را نفسی پست نه 
 سیم اگر نیست به دست آورمباده چون زر تو بر این دست نه 
 ای تو گشاده در هفت آسماندست کرم بر دل پابست نه 
 پیشکشم نیست بجز نیستینیستیم را تو لقب هست نه 
 هم شکننده تو هم اشکسته بندمرهم جان بر سر اشکست نه 
 مهر بر آن شکر و پسته منهمهر بر این چاکر پیوست نه 
 گفته امت ای دل پنجاه بارصید مکن پای در این شست نه