دیوان شمس/دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدم
ظاهر
| دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدم | تابشی نو به نو از حسن و جمالش رسدم | |||||
| یا رب این بوی طرب از طرف فردوس است | یا نسیمی است که از روز وصالش رسدم | |||||
| این ز عشق است که مغزم ز طرب خیره شدهست | یا که جامی است که از خمر حلالش رسدم | |||||
| یا چو بازی است که از عشق همیپراند | یا کبوتربچگان از پر و بالش رسدم | |||||
| سرکشان از طرف غیب به من می آیند | وین مددها همه از لذت حالش رسدم | |||||