دیوان شمس/در میان ظلمت جان تو نور چیست آن

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(در میان ظلمت جان تو نور چیست آن)
'


 در میان ظلمت جان تو نور چیست آنفر شاهی می نماید در دلم آن کیست آن 
 می نماید کان خیال روی چون ماه شه استوان پناه دستگیر روز مسکینی است آن 
 این چنین فر و جمال و لطف و خوبی و نمکفخر جان‌ها شمس حق و دین تبریزی است آن 
 برنتابد جان آدم شرح اوصافش صریحآنچ می تابد ز اوصافش دلا مکنی است آن 
 زانک اوصاف بقا اندر فنا کی رو دهدمر مزیجی را که آن از عالم فانی است آن 
 آن جمالی کو که حقش نقش کرد از دست خویشیا یکی نقشی که آن آذر و مانی است آن 
 هر بصر کو دید او را پس به غیرش بنگریدسنگسارش کرد می باید که ارزانی است آن 
 ای دل اندر عاشقی تو نام نیکو ترک کنکابتدای عشق رسوایی و بدنامی است آن 
 اندرون بحر عشقش جامه جان زحمت استنام و نان جستن به عشق اندر دلا خامی است آن 
 عشق عامه خلق خود این خاصیت دارد دلاخاصه این عشقی که زان مجلس سامی است آن 
 خاک تبریز ای صبا تحفه بیار از بهر منزانک در عزت به جای گوهر کانی است آن