دیوان شمس/تو نقد قلب را از زر برون کن

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(تو نقد قلب را از زر برون کن)
'


 تو نقد قلب را از زر برون کنوگر گوید زرم زوتر برون کن 
 که بیگانه چو سیلاب است دشمنز بامش تو بران وز در برون کن 
 مگس‌ها را ز غیرت ای برادراز این بزم پر از شکر برون کن 
 دو چشم خاین نامحرمان رااز آن زیب و جمال فر برون کن 
 اگر کر نشنود آواز آن چنگاگر تانی کری از کر برون کن 
 چو مستان شیشه اندر دست دارنددلی کو هست چون مرمر برون کن 
 نران راه معنی عاشقانندنر شهوت بود چون خر برون کن 
 بر یزید است شهوت پر و بالشاز این مرغان نیکو پر برون کن 
 چو بنده شمس تبریزی نباشدتو او را آدمی مشمر برون کن