دیوان شمس/به خدا میل ندارم نه به چرب و نه به شیرین

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(به خدا میل ندارم نه به چرب و نه به شیرین)
'


 به خدا میل ندارم نه به چرب و نه به شیریننه بدان کیسه پرزر نه بدین کاسه زرین 
 بکشی اهل زمین را به فلک بانگ زند مهکه زهی جود و سماحت عجبا قدرت و تمکین 
 چو خیال تو بتابد چو مه چارده بر منبگزد ساعد و اصبع ز حسد زهره و پروین 
 هله المنه لله که بدین ملک رسیدمهمه حق بود که می گفت مرا عشق تو پیشین 
 چو مرا بر سر پا دید به سر کرد اشارتکه رسید آنچ تو خواهی هله ایمن شو و بنشین 
 همه خلق از سر مستی ز طرب سجده کنانشبره و گرگ به هم خوش نه حسد در دل و نی کین 
 نشناسند ز مستی ره ده از ره خانهنشناسند که مردیم عجب یا گل رنگین 
 قدح اندر کف و خیره چه کنم من عجب این رابخورم یا که ببخشم تو بگو ای شه شیرین 
 تو بخور چه بود بخشش هله که دور تو آمدهله خوردم هله خوردم چو منم پیش تو تعیین 
 تو خور این باده عرشی که اگر یک قدح از ویبنهی بر کف مرده بدهد پاسخ تلقین