دیوان شمس/برآ بر بام و اکنون ماه نو بین

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(برآ بر بام و اکنون ماه نو بین)
'


 برآ بر بام و اکنون ماه نو بیندرآ در باغ و اکنون سیب می چین 
 از آن سیبی که بشکافد در رومرود بوی خوشش تا چین و ماچین 
 برآ بر خرمن سیب و بکش پاز سیب لعل کن فرش و نهالین 
 اگر سیبش لقب گویم وگر میوگر نرگس وگر گلزار و نسرین 
 یکی چیز است در وی چیست کان نیستخدا پاینده دارش یا رب آمین 
 بیا اکنون اگر افسانه خواهیدرآ در پیش من چون شمع بنشین 
 همی‌ترسم که بگریزی ز گوشهبرآ بالا برون انداز نعلین 
 به پهلویم نشین برچفس بر منرها کن ناز و آن خوهای پیشین 
 بیامیز اندکی ای کان رحمتکه تا گردد رخ زرد تو رنگین 
 روا باشد وگر خود من نگویمهمیشه عشوه و وعده دروغین 
 از این پاکی تو لیکن عاشقان راپراکنده سخن‌ها هست آیین 
 زهی اوصاف شمس الدین تبریززهی کر و فر و امکان و تمکین