دیوان شمس/با آن سبک روحی گل وان لطف شه برگ سمن

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(با آن سبک روحی گل وان لطف شه برگ سمن)
'


 با آن سبک روحی گل وان لطف شه برگ سمنچون او ببیند روی تو هر برگ او گردد سه من 
 ای گلشن تو زندگی وی زخم تو فرخندگیوی بنده‌ات را بندگی بهتر ز ملک انجمن 
 گفتی که جان بخشم تو را نی نی بگو بکشم تو راتا زنده‌ای باشم تو را چون شمع در گردن زدن 
 زاهد چه جوید رحم تو عاشق چه جوید زخم توآن مرده‌ای اندر قبا وین زنده‌ای اندر کفن 
 آن در خلاص جان دود وین عشق را قربان شودآن سر نهد تا جان برد وین خصم جان خویشتن 
 ای تافته در جان من چون آفتاب اندر حملوی من ز تاب روی تو همچون عقیق اندر یمن