دیوان شمس/بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگون

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگون)
'


 بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگونآیت انا بنیناها و انا موسعون 
 کی شنود این بانگ را بی‌گوش ظاهر دم به دمتایبون العابدون الحامدون السایحون 
 نردبان حاصل کنید از ذی المعارج بررویدتعرج الروح الیه و الملایک اجمعون 
 کی تراشد نردبان چرخ نجار خیالساخت معراجش ید کل الینا راجعون 
 تا تراشیده نگردی تو به تیشه صبر و شکرلایلقیها فرو می خوان و الاالصابرون 
 بنگر این تیشه به دست کیست خوش تسلیم شوچون گره مستیز با تیشه که نحن الغالبون 
 پایه‌ای چند ار برآیی باشی اصحاب الیمینور رسی بر بام خود السابقون السابقون 
 گر ز صوفی خانه گردونی ای صوفی برآو اندرآ اندر صف انا لنحن الصافون 
 ور فقیری کوس تم الفقر فهو الله بزنور فقیهی پاک باش از انهم لا یفقهون 
 گر چو نونی در رکوع و چون قلم اندر سجودپس تو چون نون و قلم پیوند با مایسطرون 
 چشم شوخ سوف یبصر باش پیش از یبصرونچو مداهن نرم سازی چیست پیش یدهنون 
 چون درخت سدره بیخ آور شو از لا ریب فیهتا نلرزد شاخ و برگت از دم ریب المنون 
 بنگر آن باغ سیه گشته ز طاف طایفمکر ایشان باغ ایشان سوخته هم نایمون