دیوان شمس/بازم صنما چه میفریبی
ظاهر
| بازم صنما چه میفریبی | بازم به دغا چه میفریبی | |||||
| هر لحظه بخوانیم که ای دوست | ای دوست مرا چه میفریبی | |||||
| عمری تو و عمر را وفا نیست | بازم به وفا چه میفریبی | |||||
| دل سیر نمیشود به جیحون | او را به سقا چه میفریبی | |||||
| تاریک شدهست چشم بیتو | ما را به عصا چه میفریبی | |||||
| ای دوست دعا وظیفه ماست | ما را به دعا چه میفریبی | |||||
| آن را که مثال امن دادی | با خوف و رجا چه میفریبی | |||||
| گفتی به قضای حق رضا ده | ما را به قضا چه میفریبی | |||||
| چون نیست دواپذیر این درد | ما را به دوا چه میفریبی | |||||
| تنها خوردن چو پیشه کردی | ما را به صلا چه میفریبی | |||||
| چون چنگ نشاط ما شکستی | ما را به سه تا چه میفریبی | |||||
| ما را بیما چو مینوازی | ما را با ما چه میفریبی | |||||
| ای بسته کمر به پیش تو جان | ما را به قبا چه میفریبی | |||||
| خاموش که غیر تو نخواهیم | ما را به عطا چه میفریبی | |||||