دیوان شمس/ای یار غلط کردی با یار دگر رفتی

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(ای یار غلط کردی با یار دگر رفتی)
'


 ای یار غلط کردی با یار دگر رفتیاز کار خود افتادی در کار دگر رفتی 
 صد بار ببخشودم بر تو به تو بنمودمای خویش پسندیده هین بار دگر رفتی 
 صد بار فسون کردم خار از تو برون کردمگلزار ندانستی در خار دگر رفتی 
 گفتم که تویی ماهی با مار چه همراهیای حال غلط کرده با مار دگر رفتی 
 مانند مکوک کژ اندر کف جولاههصد تار بریدی تو در تار دگر رفتی 
 گفتی که تو را یارا در غار نمی‌بینمآن یار در آن غار است تو غار دگر رفتی 
 چون کم نشود سنگت چون بد نشود رنگتبازار مرا دیده بازار دگر رفتی