دیوان شمس/ای چرخ عیب جویم وی سقف پرستیزم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(ای چرخ عیب جویم وی سقف پرستیزم)
'


 ای چرخ عیب جویم وی سقف پرستیزمتا کی به گوشه گوشه از مکر تو گریزم 
 ای چرخ همچو زنگی خون خواره خلایقمن ابر همچو خونم بر تو چرا بریزم 
 ای دل بسوز خوش خوش مگریز از این دوآتشکاین است بر تو واجب کیی به نار تیزم 
 مقصود نور آمد عالم تنور آمدوین عشق همچو آتش وین خلق همچو هیزم 
 همچون خلیل یزدان پروانه وار شاداندر آتشش نشستم تا حشر برنخیزم