دیوان شمس/ای قلب و درست را روایی
ظاهر
| ای قلب و درست را روایی | پیش تو که زفت کیمیایی | |||||
| در ره خر بد ز اسب رهوار | از فضل تو کرده پیش پایی | |||||
| گر پای سگی ره تو کوبد | بر شیر وغاش برفزایی | |||||
| در عشق تو پاشکستگانند | دارند امید پرگشایی | |||||
| در تو مگسی چو دل ببندد | یابد ز درت پر همایی | |||||
| فضل تو علی هین گفت | تا نگشاید ره گدایی | |||||
| خاموش که هر محال و صعبی | آسان شود از کف خدایی | |||||