دیوان شمس/ای دل رفته ز جا بازمیا

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(ای دل رفته ز جا بازمیا)
'


 ای دل رفته ز جا بازمیابه فنا ساز و در این ساز میا 
 روح را عالم ارواح به استقالب از روح بپرداز میا 
 اندر آبی که بدو زنده شد آبخویش را آب درانداز میا 
 آخر عشق به از اول اوستتو ز آخر سوی آغاز میا 
 تا فسرده نشوی همچو جمادهم در آن آتش بگداز میا 
 بشنو آواز روان‌ها ز عدمچو عدم هیچ به آواز میا 
 راز کواز دهد راز نماندمده آواز تو ای راز میا