دیوان شمس/ای بود تو از کی نی وی ملک تو تا کی نی

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(ای بود تو از کی نی وی ملک تو تا کی نی)
'


 ای بود تو از کی نی وی ملک تو تا کی نیعشق تو و جان من جز آتش و جز نی نی 
 بر کشته دیت باشد ای شادی این کشتهصد کشته هو دیدم امکان یکی هی نی 
 ای دیده عجایب‌ها بنگر که عجب این استمعشوق بر عاشق با وی نی و بی‌وی نی 
 امروز به بستان آ در حلقه مستان آمستان خرف از مستی آن جا قدح و می نی 
 مستند نه از ساغر بنگر به شتر بنگربرخوان افلا ینظر معنیش بر این پی نی 
 در ممن و در کافر بنگر تو به چشم سرجز نعره یا رب نی جز ناله یا حی نی 
 آن جا که همی‌پویی زان است کز او سیریزان جا که گریزانی جز لطف پیاپی نی 
 از ابجد اندیشه یا رب تو بشو لوحمدر مکتب درویشان خود ابجد و حطی نی 
 شمس الحق تبریزی آن جا که تو پیروزیاز تابش خورشیدت هرگز خطری دی نی