دیوان شمس/ای بهار سبز و تر شاد آمدی

From ویکی‌نبشته
Jump to navigation Jump to search
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(ای بهار سبز و تر شاد آمدی)
'


 ای بهار سبز و تر شاد آمدیوی نگار سیمبر شاد آمدی 
 درفکندی در سر و جان فتنه‌ایای حیات جان و سر شاد آمدی 
 درفکن اندر دماغ مرد و زنصد هزاران شور و شر شاد آمدی 
 از بر سیمین تو کارم زر استای بلای سیم و زر شاد آمدی 
 پای خود بر تارک خورشید نهای تو خورشید و قمر شاد آمدی 
 لعل گوید از میان کان تو راسوی آن کوه و کمر شاد آمدی 
 شمس تبریزی که عالم از رختهست مست و بی‌خبر شاد آمدی