دیوان شمس/ای آنک جمله عالم از توست یک نشانی

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(ای آنک جمله عالم از توست یک نشانی)
'


 ای آنک جمله عالم از توست یک نشانیزخمت بر این نشانه آمد کنون تو دانی 
 زخمی بزن دگر تو مرهم نخواهم از توگر یک جهان نماند چه غم تو صد جهانی 
 در شرح درنیایی چون شرح سر حقیدر جان چرا نیایی چون جان جان جانی 
 ماییم چون درختان صنع تو باد گردانخود کار باد دارد هر چند شد نهانی 
 زان باد سبز گردیم زان باد زرد گردیمگر برگ را بریزی از میوه کی ستانی 
 در نقش باغ پیش است در اصل میوه پیش استتو اولین گهر را آخر همی‌رسانی 
 خواهم که از تو گویم وز جز تو دست شویمپنهان شوی و ما را در صف همی‌کشانی