دیوان شمس/اندرآمد شاه شیرینان ترش

From ویکی‌نبشته
Jump to navigation Jump to search
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(اندرآمد شاه شیرینان ترش)
'


 اندرآمد شاه شیرینان ترشجان شیرینم فدای آن ترش 
 چشم کژبین را بگفتم کژ مبینکس کند باور گل خندان ترش 
 در هر آن زندان که درتابد رخشکس نماند در همه زندان ترش 
 گرد باغش گشتم و والله نبودمیوه‌ای اندر همه بستان ترش 
 در حرم خندان بود سلطان ولیکمی‌نماید خویش در دیوان ترش 
 گر تو مرد ممنی باور مکنانگبین و شکر و ایمان ترش 
 منکر ار باشد ترش نبود عجبنسبتی دارد به بادنجان ترش