دیوان شمس/امروز مرا چه شد چه دانم
ظاهر
| امروز مرا چه شد چه دانم | امروز من از سبک دلانم | |||||
| در دیده عقل بس مکینم | در دیده عشق بیمکانم | |||||
| افسوس که ساکن زمینم | انصاف که صارم زمانم | |||||
| این طرفه که با تن زمینی | بر پشت فلک همیدوانم | |||||
| آن بار که چرخ برنتابد | از قوت عشق می کشانم | |||||
| از سینه خویش آتشش را | تا سینه سنگ می رسانم | |||||
| از لذت و از صفای قندش | پرشهد شدهست این دهانم | |||||
| از مشکل شمس حق تبریز | من نکته مشکل جهانم | |||||