دیوان شمس/آتشینا آب حیوان از کجا آورده‌ای

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات)  از مولوی
(آتشینا آب حیوان از کجا آورده‌ای)
'


 آتشینا آب حیوان از کجا آورده‌ایدانم این باری که الحق جان فزا آورده‌ای 
 مشرق و مغرب بدرد همچو ابر از یک دگرچون چنین خورشید از نور خدا آورده‌ای 
 خیره گان روی خود را از ره و منزل مپرسچون بر ایشان شعله‌های کبریا آورده‌ای 
 احمقی باشد اگر جانی بمیرد بعد از اینچون چنین دریای جوشان از بقا آورده‌ای 
 از قضا و از قدر مر عاشقان را خوف نیستچون قدر را مست گشته با قضا آورده‌ای 
 می‌نگنجد جان ما در پوست از شادی توکاین جمال جان فزا از بهر ما آورده‌ای 
 شمس تبریزی جفا کردی و دانم این قدرکز میان هر جفایی صد وفا آورده‌ای