خواجوی کرمانی (غزلیات)/یاران همه مخمور و قدح پر می نابست
ظاهر
| یاران همه مخمور و قدح پر می نابست | ما جمله جگر تشنه و عالم همه آبست | |||||
| مرغ دل من در شکن زلف دلارام | یا رب چه تذرویست که در چنگ عقابست | |||||
| چشم من سودازده یا درج عقیقست | اشک من دلسوخته یا لعل مذابست | |||||
| ورد سحرم زمزمهی نغمهی چنگست | و آهنگ مناجات من آواز ربابست | |||||
| دور از تو مپندار که هنگام صبوحم | با این جگر سوخته حاجت بکبابست | |||||
| سرمست می عشق تو در جنت و دوزخ | از نار و نعیم ایمن و فارغ زعذابست | |||||
| با روی بتان کعبهی دل دیر مغانست | در دیر مغان زمزم جان جام شرابست | |||||
| کار خرد از باده خرابست ولیکن | صاحب خرد آنست که او مست و خرابست | |||||
| دست از فلک سفله فرو شوی چو خواجو | کاین نیل روان در ره تحقیق سرابست | |||||