خواجوی کرمانی (غزلیات)/معنی این صورت از صورتگران چین بپرس
ظاهر
| معنی این صورت از صورتگران چین بپرس | مرد معنی را نشان از مرد معنی بین بپرس | |||||
| کفر دانی چیست دین را قبلهی خود ساختن | معنی کفر ار نمیدانی ز اهل دین بپرس | |||||
| چون تو آگه نیستی از چشم شبپیمای من | حال بیداری شبهای من از پروین بپرس | |||||
| گر گروهی ویس را با گل مناسب مینهند | نسبت گل با رخ ویس از دل رامین بپرس | |||||
| گر چه خسرو کام جان از شکر شیرین گرفت | از دل فرهاد شور شکر شیرین بپرس | |||||
| حال سرگردانی جمعی پریشان موبمو | از شکنج سنبل پرچین چین بر چین بپرس | |||||
| باغبان دستان بلبل را چه داند گو برو | شورش مرغان شبگیر از گل و نسرین بپرس | |||||
| قصهی درد دل تیهو کجا داند عقاب | از تذرو خسته حال چنگل شاهین بپرس | |||||
| شعر شورانگیز خواجو را که بردست آب قند | از شکر ریزان پرشور سخن شیرین بپرس | |||||