خواجوی کرمانی (غزلیات)/شب رحیل ز افغان خستگان مراحل
ظاهر
| شب رحیل ز افغان خستگان مراحل | مجال خواب نیابند ساکنان محامل | |||||
| مکش زمام شتر ساربان که دلشدگان را | کشیده است سر زلف دلبران بسلاسل | |||||
| سرشک دیده که میرانم از پی تو مرانش | چرا که شرط کریمان بود اجابت سائل | |||||
| تنم مقیم مقامست و جان بمرحله عازم | سرم ملازم بالین و دل بقافله مائل | |||||
| به خامه هر که نویسد فراق نامهی ما را | عجب که آتش نی در نیفتدش با نامل | |||||
| نسیم روضهی خلدست یا شمیم احبا | شعاع نور جبینست یا فروغ مشاعل | |||||
| بسا که در غم عشق تو ابن مقلهی چشمم | نوشت بر ورق زر بسیم ناب رسائل | |||||
| سرم بنعل سمندت متوجست و تو فارغ | دلم ببند کمندت مقیدست و تو غافل | |||||
| اگرنه با تو نشینم مرا ز عشق چه باقی | وگرنه روی تو بینم مرا ز دیده چه حاصل | |||||
| زبان خامه قلم گشت در بیان جدایی | نرفت قصه بپایان و رفت عمر بباطل | |||||
| سزد که دست بشویند از آب چشم تو خواجو | که هست آتش دل غالب و سرشک تو نازل | |||||