خواجوی کرمانی (غزلیات)/رخت خورشید را یات جمالست
ظاهر
| رخت خورشید را یات جمالست | خطت تفسیر آیات کمالست | |||||
| هلال ارزانکه هر مه بدر گردد | چرا پیوسته ابرویت هلالست | |||||
| خیالت بسکه میآید بچشمم | اگر خوابم بچشم آید خیالست | |||||
| چو داند حال او کز تشنگی مرد | کسی کو برلب آب زلالست | |||||
| بگو ای باغبان با باد شبگیر | که بلبل در قفس بی پر و بالست | |||||
| نسیم نافه یا بوی عبیرست | شمیم روضه یا باد شمالست | |||||
| مقیم ار بنگری در عالم جان | میان لیلی و مجنون وصالست | |||||
| اگر در عالم صورت فراقست | بمعنی با تو ما را اتصالست | |||||
| چرا وصل تو برخواجو حرامست | نه آخر خون مسکینان حلالست | |||||