خواجوی کرمانی (غزلیات)/دلبرا سنبل هندوی تودر تاب چراست
ظاهر
| دلبرا سنبل هندوی تودر تاب چراست | زین صفت نرگس سیراب تو بیخواب چراست | |||||
| چشم جادوی تو کز بادهی سحرست خراب | روز و شب معتکف گوشه محراب چراست | |||||
| نرگس مست تو چون فتنه ازو بیدارست | همچو بخت من دل سوخته در خواب چراست | |||||
| مگر از خط سیاه تو غباری دارد | ورنه هندوی رسن باز تو در تاب چراست | |||||
| جزع خونخوار تو گر خون دلم میریزد | مردم دیدهی من غرقهی خوناب چراست | |||||
| از درم گر تو بر آنی که برانی سهلست | این همه جور تو با خواجو ازین باب چراست | |||||